تو بی نهـــــــایت شب وقتی نگات می خندید
چشمای خیره من اندوهتــــــــــــو نمی دیـــد
چرا غریبه بودم،با غربت نگـــــــــــــــــاهت
تصویرمـــوندیدم تـــوچشم بی گنــــــــــــاهت
کاشکی برای قلبت یه آسمون می ســــاختم
روح بزرگ تو رو، چــــــرا نمی شنــــاختم؟
آیینه گریه می کرد وقتی تو رو شکستـــــم!
ستـــــاره پشت در بود،وقتی درارو بستــــم!
تو بودی و سکوت و غروب سرد پاییــــــــز
باغچه رو زیرو رو کرد برگـــــای زرد پاییز
حالا من غریبــــه دنبـــــــــــــال تو می گردم
با قلب آسمونیت کمک کــــن تــــا برگـــردم
دانلود
|