|
فکررفتن و نموندن، من یه عمری تو ســـرم بود
شوق پرواز روی ابرا، من همیشه تو پـرم بود
تا کــه اومدی تو از راه قصه گفتی از یه دنیــــا
زورقاش همه طلایــــــی، دست دختراش حنایی
تیغ آفتابش طلایـــــــی ،صـدای آبش لالایـــــــــی
پهلوونـــاش مثل رستم، پر دشتاش گل مریــــــم
زندگیمـــــو دادی بر باد تو با شیرینی حرفـــــات
چشم بسته پای خسته اومدم به شهر دلخــوات
دیدم اون بهشت موعود همه گلهاش کاغذی بود
گل باغش بد گمونی، بوی گلهـــــاش پشیمونی
تو که رفتی چرا گلهــــــــــــــــــا رو شکستــــی؟
روی من درهای بــــازو چـــــــــــرا بستـــــی؟
کسی نیست باز کنه این درهـای بستـــــــــــــــــه
زورق شکستــــــــــــــــه ام به گِل نشستـــــــــه
دیدم اون بهشت موعود همه گلهاش کاغذی بود
گل باغش بد گمونی، بوی گلهـــــاش پشیمونـی
دانلود
|