تبليغاتX
ترانه های برفی
ترانه های برفی



آسمون سوت و کور

That cold  north wind they call la bise, Is swirling round my knees, Trees are crying leaves into the river; Im huddled in this French cafe I never thoughth Id see the day, But winters here and summers really over,  Even the birds have packed up and gone, Theyre flying south with their song, And my love she too has gone she had to fly, Take care its such a lonely sky, Theyll  trap your wings my love and hold your flight, Theyll build a cage and steal your only sky, Fly away , fly to me, fly when the wind is high, Im sailing beside you in your lonely sky... The old cathedral lights are low She and I, wed often go there To admire and some times kneel in prayer Lords and ladies lie in stone,Hand in hand from long ago, and though their hands are cold theyll love forever, Even the choir rehearses those songs For Christmas is not long, And alone , Ising my song,she had to fly .Out there, its such a lonely sky  Theyll  trap your wings my love and hold your flight, Theyll build a cage and steal your only sky, Fly away , fly to me, fly when the wind is high  Im sailing beside you in your lonely sky fly away ,fly to me,and if you need my love Im sailing beside you in your lonely sky Ill come in with the dawn .On the wings of the morn.Above the world well be flying


پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 |

Spanish train

 

There's a Spanish train that runs between 
Quadalquivir and old Seville,
And at dead of night the whistle blows,
and people hear she's running still...

And then they hush their children back to sleep,
Lock the doors, upstairs they creep,
For it is said that the souls of the dead
Fill that train ten thousand deep!!

Well a railwayman lay dying with his people by his side,
His family were crying, knelt in prayer before he died,
But above his head just a-waiting for the dead,
Was the Devil with a twinkle in his eye,
"Well God's not around and look what I've found,
this one's mine!!"

Just then the Lord himself appeared in a blinding flash of light,
And shouted at the devil, "Get thee hence to endless night!!"
But the Devil just grinned and said "I may have sinned,
But there's no need to push me around,
I got him first so you can do your worst,
He's going underground!!"

"But I think I'll give you one more chance"
said the Devil with a smile,
"So throw away that stupid lance,
It's really not your style",
"Joker is the name, Poker is the game,
we'll play right here on this bed,
And then we'll bet for the biggest stakes yet,
the souls of the dead!!"

And I said "Look out, Lord, he's going to win,
The sun is down and the night is riding in,
That train is dead on time, many souls are on the line,
Oh Lord, he's going to win!.."

Well the railwayman he cut the cards
and he dealt them each a hand of five
And for the Lord he was praying hard
or that train he'd have to drive...
Well the Devil he had three aces and a king,
and the Lord, he was running for a straight,
he had the queen and the knave and the nine and ten of spades,
All he needed was the eight...

And then the Lord he called for one more card,
but he drew the diamond eight,
And the Devil said to the son of God,
"I believe you've got it straight,
So deal me one for the time has come
to see who'll be the king of this place,
But as he spoke, from beneath his cloak,
he slipped another ace...

Ten thousand souls was the opening bid,
and it soon went up to fifty-nine,
but the Lord didn't see what the Devil did,
and he said "that suits me fine",
"I'll raise you high to hundred and five,
and forever put an end to your sin",
But the Devil let out a mighty shout, "My hand wins!!"

And I said "Lord, oh Lord, you let him win,
The sun is down and the night is riding in,
That train is dead on time, many souls are on the line,
Oh Lord, don't let him win..."

Well that Spanish train still runs between,
Quadalquivir and old Seville,
And at dead of night the whistle blows,
And people hear she's running still...
And far away in some recess
The Lord and the Devil are now playing chess,
The Devil still cheats and wins more souls,
And as for the Lord, well, he's just doing his best...

And I said "Lord, oh Lord, you've got to win,
The Sun is down and the night is riding in,
That train is still on time, Oh my soul is on the line,
Oh Lord, you've got to win..."

دانلود


يه قطاراسپانيايي هست
بين گواد الكوير و سويل قديم
كه نيمه هاي شب سوت مي كشه و
مردم مي فهمن كه هنوز داره مي ره !
اونوقت اونا بچه هاشونو ساكت مي كنن و مي خوابونن
درا رو مي بندن و تو طبقه بالاي خونشون از ترس مي لرزن !
به خاطر اينكه ميگن ارواح مرده ها
قطار رو پركرده ،
بيشتر از ده هزارتا !!

وقتي كه سوزنبان وسط مردم داشت سرشو زمين ميذاشت
خونوادش گريه مي كردن و
قبل از مردنش زانو زده بودند و دعا مي خوندن
اما بالاي تختش
شيطان ايستاده بود و
با برقي تو چشاش
كشيك مرگش رو مي كشيد !

« خوب ! خدا اين دور و برا نيست كه ببينه چي پيدا كردم !
اين يكي مال منه ! »
درست همين موقع
خود مسيح پيداش شد !
توي يه نور خيره كننده !
و سر شيطان داد كشيد :
« برو به درك اسفل السافلين ! »

اما شيطان پوزخندي زد و گفت :
« من ممكنه گناهكار باشم اما
لازم نيست هلم بدي !
من اول اونو پيدا كردم و
تو هم هيچ غلطي نمي توني بكني !
اون با من ميآد به جهنم !!»

« با اين حال مي تونم يه شانس ديگه بهت بدم !»
اينو شيطان گفت
با يه لبخند !
« پس اون عصاي احمقانه ات رو بنداز دور
كه اصلا بهت نمي آد !!»
« ژوكر يه اسمه ، پوكر هم يه بازي !
ما روي همين تخت با هم بازي مي كنيم
سر بزرگترين شرط دنيا تا حالا :
روح مرده ها !!»

و من گفتم : حواست باشه مسيح !
اون مي خواد ببره !
خورشيد داره غروب مي كنه و
شب داره سر مي رسه ،
قطار الان ايستاده و
كلي روح روي ريلهان !
... آي ! مسيح ! اون مي خواد ببره !

سوزنبان ورقا رو بر زد و
به هر كدوم از اونا پنج تا برگ داد !
در حاليكه داشت حسابي واسه مسيح دعا مي كرد
يا شايدم واسه اون قطاري كه بايد هدايتش مي كرد و ...!

شيطان سه تا آس داشت و يه شاه !
و مسيح قصدش اين بود كه استريت بشه :
اون يه بي بي داشت و يه سرباز و ده و نه پيك !
همه چيزي كه مي خواست
يه هشت بود !

پس مسيح يه برگ كشيد ...
...
اما اون هشت خشت بود !!

و شيطان به پسر خدا گفت :
« مي دونم كه مي خواستي استريت بشي
اما حالا يه برگ به من بده
تا بببيني كيه كه اينجا سر مي شه !...»
اما همونجوري كه داشت حرف مي زد
از زيرعباش
يه آس ديگه بيرون كشيد !!

« ده» هزار تا روح پيشنهاد اول بود
اما به زودي به 59 رسيد
اما مسيح نديد كه شيطان چيكار كرده و گفت :
« من موافقم ! »
« من شرط رو تا 105 بالا مي برم
و براي هميشه غلطكاريهاي تو رو تموم مي كنم ! »
...
اما شيطان فرياد بلندي كشيد كه :
« دست من ، دست برنده است !! »

و من گفتم :‌« مسيح !... آي مسيح !
تو گذاشتي كه اون ببره !
خورشيد داره غروب مي كنه و
شب داره سر مي رسه ،
قطار الان ايستاده و
كلي روح روي ريلهان !
آي مسيح !
نذار كه اون ببره !!

خوب !
قطار اسپانيايي هنوزم داره مي ره
بين گوادالكوير و سويل قديم .
و نيمه هاي شب سوت مي كشه و
مردم ترسخورده مي فهمن كه اون هنوز داره مي ره !

و اونطرفتر
توي يه گوشه دنج
مسيح و شيطان
دارند شطرنج بازي مي كنن !
شيطان هنوزم حقه سوار مي كنه و
روح هاي بيشتري رو مي بره !
و تا اونجايي كه به مسيح مربوط مي شه ،
اون داره بهترين بازيشو مي كنه !

و من گفتم : مسيح ! آخ مسيح !
تو بايد برنده شي !
خورشيد داره غروب مي كنه و
شب داره سر مي رسه ،
قطار الان ايستاده و ...
...
آخ ! ...
روح منه كه روي ريلهاست !
آخ مسيح !
تو بايد برنده شي !!

...


چهارشنبه نهم خرداد 1386 |

شب مهتاب

یه شب مهتاب، ماه میاد تو خواب، منو می بره کوچه به کوچه

باغ انگوری، بــاغ آلوچــــــــــه

دره به دره ،صحرا به صحرا ،اونجا که شبا، پشت بیشه هـــــا

یه پری میاد، ترسون و لــرزون

پاشو میذاره تو آب چشمــــــــــه

شونـــــــه میکنه موی پریشـون!

یه شب مهتاب، ماه میاد توخواب

منو میبـــــــــره، تـــــه اون دره

اونجا که شبا، یکه و تنهـــــــــــا

تک درخت بید، شاد و پر امید، میکنه به نـــــاز ،دستشو دراز

که یه ستــــــــــــــاره بچیکه مثه یـــــــه چیکه بــــــــــــارون

به جای میوه اش سریــــــــــــه شاخه اش بشـــــــــــه آویزون

یه شـــــــــــــــب مهتـــــــــــاب، ماه میاد تو خـــــــــــــــواب

منو میبره از توی زندون ، مثه شب پره با خودش بیــــــــرون

میبره اونجا، که شب سیاه، تا دم سحر ،شهیــــــــــــــدای شهر

 با فانوس خون جـــــــار میکشن

تو خیابونــــا سرمیدونـــــــــــــا

"عمو یادگار! مرد چینه دار! مستی یا هشیار؟ خوابی یا بیدار؟"

مستیمو هشیار شهیدای شهر! خوابیمــو بیدار شهیدای شهـــر!

آخرش یه شب، ماه میاد بیرون!

ازسراون کوه، بالای دره ،روی این میدون ،رد میشه خندون!

یه شب مــــــــاه میــــــــــــــاد!

دانلود

farhad


جمعه چهارم خرداد 1386 |

دلی که شکست

 مرغی که پرید، دیگه پریده

 تنی که لرزید، دیگه لرزیده

دلی که شکست، دیگه شکسته

اشکی که چکید، دیگه چکیده

وای!من میگم خدا!

دل شکسته رو ،درمون نمیشه کرد

اشک چکیده رو ،پنهون نمیشه کرد

حرف من اینه!غمم همینه!

ای خدا!ای خدا!غم چه سنگینه!

از دلم میگی؟نگو ! نگو! نگو! دلم شکسته

از دستام نگو! ببین!ببین!ببین! هر دوتاش بسته!

با دست بسته،دل شکسته،تنهای تنها،غمگین غمگین

من میگم خدا!دل شکسته رو ،درمون نمیشه کرد

اشک چکیده رو ،پنهون نمیشه کرد

دانلود


جمعه چهارم خرداد 1386 |

شبای رفتن تو

 

شبــــــــــــــــای رفتن تو
شبای بی ستــــــاره ست
ببین که خــــــــــــاطراتم
بی تو چه پاره پاره ست

با هر نفس تو سینه، بغض تو، تو گلومــــــــــه
با هر کی هر جا باشم، عکس تو روبرومـــــــه
آخ که چقدر تنگـــــــــه دلم، برای اون شبامون
کاشکی که اون عشق بشینه دوباره تو دلامون
چی میشه برگردی بازم به روزای گذشتـــــــه؟
هوای پاییـــــــــــزی چرا، تو عشق ما نشسته؟

شبــــــــــــــــای رفتن تو
شبای بی ستـــــاره ست
ببین که خــــــــــــاطراتم
بی تو چه پاره پاره ست

سپردی عهدمونو بدست بادو بـــــــــــــــــارون
منو زدی به طوفــــــان ،خودت گرفتــــی آروم
قهرتو رامو بسته غم دلمـــــو شکستــــــــــــه
تو این صدای خسته، یاد تو پینه بستـــــــــــــه
غــــــــــــم دلمـــــــــــــو شکستـــــــــــــــــــــــه

شبای رفتــــــــــــــــن تو
شبای بی ستـــــاره ست
ببین که خاطراتــــــــــــم
بی تو چه پاره پاره ست

غروبه باز دوباره؛ شب توی انتظــــــــــــــــــاره                                                   
ابر تو نگـــــــــــام نشستـــــــــه،خیال گریه داره
اسم تو فریـــــــــادمه درد تـــو صدام ترانه ست
خنده آیینه تلخ و بی تو پر از بهـــــــــــــانه ست

آخ که چقدر تنگه دلم، برای اون شبامـــــــــون
کاشکی که اون عشق بشینه دوباره تو دلامون
چی میشه برگردی بازم به روزای گذشتــــــــه؟
هوای پاییزی چرا تو عشق ما نشستـــــــــــــه؟

شبــــــــــــــــای رفتن تو
شبای بی ستـــــاره ست
ببین که خاطراتــــــــــــم
بی تو چه پاره پاره ست

دانلود

 


جمعه چهارم خرداد 1386 |

پری جون

گریه بارون بی تو پری جــــــــــون                               گـــــــــــلا رو پرپر کرده تو گلـــــــدون

جـــــــای تو خالی مونده تو خونه                               چلچلــــــــــــــه شعر کوچ و میخونه

وقتی صــــــــــدای پای تو میپیچه                               کوچـــــــــه خلوت شهر صدا میشه

عطر اقـــــــــاقی تو ذهن شبگردا                               مثل هوای پرسه رهــــــــــــا میشه

پری جون گلای تو پرپر نمیشـــــه                               بمون تا همیشه بمون تا همیشــه

شهر سکوت از بوی تو لبریــــــزه                                بوی تو بوی غربت پــــــــــــــــــاییزه

خـــــاطره های تـــــــــو مثل پرواز                                برگای زرد از شــــــــاخه غم انگیزه

ببین پری جـــــــون گـــلاروچیدند                                مرغـــــــای عاشق بخون تپیـــــدند

دلــــــــــــم میگیره وقتی میبینم                                مــــــــــردا به مرز گریــــــــه رسیدند

تو کوچه بــــــــــاغ خاطره، مردی                                میزنه پرســـــــه با تن خستــــــــــه

چه انتظـــــــــاره تلخی مــــوندن                                پشت درای همیشـــــــه بستـــــــه 

وقتی صدای پــــــــای تو میپیچه                                کوچه خلوت شهر صدا میشــــــــــه

عطر اقاقی تو ذهن شبگـــــــردا                                 مثل هوای پرسه رهــــــــــــا میشه

پری جون گلای تو پرپر نمیشـــه                                 بمون تا همیشه بمون تا همیشـــه

دانلود

 

 


سه شنبه یکم خرداد 1386 |



گاهی ترانه های زیبا و قابل تحسین موسیقی
چه به لحاظ موزیک چه متن ... اینجا برای نوازش دلها نوشته میشود و اثر در صورتیکه در حال پخش
نباشد (به علت رعایت حق کپی رایت) قابل دانلود
میشود.
نترس ازاین سیاهی...!تو شبتابی!مگه نه؟


شجریان
داریوش
شاهرخ
مازیار
معین
گوگوش
حمیرا
فرهاد
هایده
کوروش یغمایی
ابی
مهدیان
ستار
عارف
حبیب
ویگن
شادمهر
فرزین
انتخابی قدیمی
انتخابی خارجی
انتخابی

آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384

رسوای زمانه-علیرضا قربانی
پرنده:مانی رهنما
آتش
شکستی و شکستم
نسل سوخته: کاوه یغمایی
آسمون دل
لارا فابیان : je t’aime
مسافر
گریه بس کن
باد پاییز

محمدرضاشجریان
فرهاد
داریوش
حمیرا
گوگوش
هایده
ویگن
شاهرخ
ستار
کوروش یغمایی
شادمهر عقیلی
سیاوش قمیشی
گلپا
شهرام ناظری
علیرضا افتخاری
پریسا
سیما بینا
ابی
Luciano Pavarotti
christina aguilera
chris de burgh
nancy ajram
ناصرچشم آذر
فرید زلاند
بیژن مرتضوی
ترانه زمستان
دشت پاسارگاد
موسیقی ما
Iranold
قدیمیها
شکیلا
الهه
عماد رام
iran elvis
فرزان دلجو
اردلان سرفراز
ایرج جنتی عطایی
شهیار قنبری
محمد صالح علاء
ندا کشاورز
فریبا شش بلوکی
مریم اسدی
بهاره مکرم
رویا وکیلی
مونا برزویی
دوستداران نیلوفر لاری پور
سانی
الهه مهر
رویا شرقی
به یادم باش
برای دلم
دلگشا
مازیار صدایی جاوید
امید به آینده
پاییزه
ستاره دیار
هر چه که دل میخواهد
گونل
خاطرات تنهایی
خاطرات غبار آلود
رفیق
لاله حسن پور
بهرام همتی
فریبرز
کاوه یغمایی
فال حافظ
مکتوب
مجله موسیقی پرشیا
فلامینکو
آفاق
ایران سینگ
موزیک360
نیلوفر سپید
روزمرگیهای نیلوفر
lara fabian
ترانه مکرم
عادل فردوسی پور
گیتار برای همه
بالاترین

RSS 2.0

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب هاي نازترين

نازترين عکسهاي ايراني



SongCode.blogfa