|
مسافری خسته منم که پای رفتنم نیست
شکسته در گلو صدام توان گفتنم نیست
من آخرین ستاره رو نشونه کرده بودم
ترانه سپیده رو شب سیاه سرودم
شبی که هر ستاره ای حریف صد تا خورشید
شبی که دست شوق من گل ستاره رو چید
من آخرین مسافرم که شهر عشق و دیدم
سحر شبیخون زدم و به روشنی رسیدم
طلوع صبح روشنو ،ستاره ای به من گفت
کلام سرسپردنو ،اشاره ای به من گفت
دلم یه کوه و دست من،یه آسمون ستاره
اگر چه راه رفتنم هنوز پر از غباره!
دانلود
|